عدالت adalet

نتوانستیم بنویسیم

نتوانستیم بنویسیم

 


نتوانستم بنویسم

بهار دور دست را

پاییز غم انگیز را

و آنان که قلم جوانان را شکستند نتوانستیم بنویسیم

امیدهای لگد مال شده را

آرزوهای عذاب آور را

آن ترسهای کودکانه را نتوانستیم بنویسیم

نقشهای پژمرده و ساکت را

دریاهای متصل به آسمان را

غصه های درک نشدنی را

دردهای تک نفره را نتوانستیم بنویسیم

اتاق های بی نور را

صدای قدمهای استوار را

بازرسیهای گاه و بیگاه را نتوانستیم بنویسیم

افکاری یک لحظه از ذهن می گذرند

آرزوهایی که زیر پا گذارده می شوند

و عشقهایی که نیمه رها می شوند را نتوانستیم بنویسیم؟!

نویسنده: atila ׀ تاریخ: شنبه 28 خرداد 1390
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀
ارسال نظر(1)

درباره وبلاگ

Welcome to the blog of justice


جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , 2859.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران