عدالت adalet

خلاصه از ادبیات فارسی بخش هفتم

خلاصه از ادبیات فارسی

 

بخش هفتم


بخش زبان و ادبیات

1- « قوت غالب » یعنی چه؟ غذای اصلی.

 2- « نان کور » یعنی چه؟ یعنی خسیس.

3- « تلاجن » یعنی چه؟ نوعی درخت جنگلی.

4- « شندر غازی » یعنی چه؟ یعنی پول اندک.

5- « بش » یعنی بند.

6- « پانتومیم » یعنی چه؟ بدون گفتار، لال بازی .

7- « مجلس سازی مینیاتور » یعنی چه؟ تابلو یی که شامل صحنه ی رزمی و بزمی می باشد.

8- « ناسیونالیسم » یعنی چه ؟ یعنی وطن پرستی، ملت گرایی .

9- « نمی هلند » یعنی چه؟ نمی گذارند، اجازه نمی دهند. فعل نیز دارای دو مصدر است.

10- « قفا » یعنی چه؟ قفا در لغت به معنی پشت سر است. قفا زدن یعنی پس گردنی زدن.

11- « زین خدنگ » یعنی چه؟ زینی که از چوب درخت خدنگ ساخته شده است.

12- « شبدر دوچین » یعنی چه؟ شبدری که دوبار پس از روییدن چیده شده باشد.

13- « سر پَر زدن » یعنی چه؟ یعنی توقف کوتاه، هرگاه مرغی از اوج یک لحظه بر زمین نشیند و

دوباره برخیزد، این توقف کوتاه را « سر پَر زدن » می گویند.

14- « لعل پوش » یعنی چه؟ دارای گل برگهای قرمز، گل سرخ.

15- « جام می » یعنی چه ؟ جام می در اصطلاح عارفان، قلب انسان پاک و آگاه و عارف است.

16- « تلکه کردن » یعنی چه؟ یعنی پول و مالی را با مکر و فریب از کسی به دست آوردن.

17- « گرته برداری » یعنی چه؟ گرته برداری آن است که با خاکه ی زغال، تصویر چیزی را طرح کنند.

18- معادل امروزی « بپیچم » چیست؟ تلاش و کوشش می کنم. (پافشاری می ورزم).

19- « وزارت صنایع مستظرفه » یعنی چه؟ یعنی هنرهای ظریف مانند نقاشی و مجسمه سازی و غیره.

20- « نظمیه » چیست؟ معادل نیروی انتظامی امروز است.

21- « زیتون نماد » چیست و نشانه کدام کشور است؟ نماد صلح و نشانه و پرچم کشور فلسطین است.

22- « شب » نماد چیست؟ نماد ظلم و استبداد است.

23- « آیینه » نماد چیست؟ نماد صفا و پاکی است.

24- « یک من » چند کیلو گرم است؟ سه کیلو گرم.

25- پسوند « باشی » در ترکی به معنی رئیس و سرپرست است مانند آشپز باشی، نجار باشی.

26- حرف « ک » در خُرجینک، دخترک و عروسک به چه معنی است؟ به معنی کوچک بودن است.

27- حرف « را » در مصراع « تا سلسله ی ایوان بگسست مداین را » چه نوع رایی است؟ فک اضافه.

28- « ی » در نکردی ، پرسیدی ، بودی و .... نشانة چیست؟ نشانة ماضی استمراری.

29- نهاد جمله زیر کدام کلمه است؟ « م ».

« از آنکه شیفتة عشقم ».

30- « برخوردار کناد » چه نوع فعلی است؟ فعل دعایی.

31- « م » در « دادم » در بیت زیر چه نوع کلمه یی است؟ نشانه مفعولی.

« بدو گفت که این بر من از من رسید ................. زمانه به دست تو دادم کلید ».

32- مرجع « ش » در « ملامتگرش » کیست؟ جوان.

« با سخن پیر ملامتگرش .................. گریان گریان بگذشت از برش ».

33- « قله ی کوه شد یکسره ابلق » منظور از « ابلق » چیست؟ در اینجا ابلق یعنی هرچه دو رنگ و یکی از رنگهای آن سفید باشد.

34- در غزل سعدی مقصود از « مجمعی که شاهدان دو عالم در آن گرد می آیند » چیست؟ قیامت.

35- در عبارت « بر کشِته های ما جز باران رحمت خود مبار » مقصود از « کِشته ها » چیست؟ بذر مهبت که در دل ها کاشته است.

36- در جملة « آنچه از زبان این سوختة بی زبان نقل می نماید قصه یی پر غصه است » مقصود از « این سوختة بی زبان » چیست؟ نی است.

37- در بیت « آمد آورد پیش خیر فراز......... گفت گوهر به گوهر آمد باز» مقصود از گوهر اول و دوم چیست؟ گوهر اول جواهر است و گوهر دوم انسان خیر خواه.

38- در بیت « به آتش های ترک و خون تازیک  ................. ز رود سند تا جیحون نشیند » منظور از آتش های ترک و تازیک چیست؟ منظور حمله ی مغول ها و خونریزی تازیک هاست.

39- در عبارت « فرشتگان سرودهای صلح و شادی انسان را برای چوپانان خوانده اند» منظور از کلمات مشخص شده چیست؟ سرود های صلح و شادی یعنی وحی و پیام پیامبران. و منظور از چوپانان پیامبران است.

40- در عبارت « مادر خویش از یاد می برد » منظور از « مادر » در این عبارت چیست؟ طبیعت.

41- در مصراع « در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را » منظور از« صاحب خانه » کیست؟ خدا.

42- با توجه به توصیف صدای « غوک و مرغ حق » چه زمانی در ذهن تداعی می شود؟ شب

« غوک ها می خوانند ..... مرغ حق هم گاهی ».

43- « دوش » در مصراع « دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند» به کدام معنی است؟ لحظة آفرینش آدمی.

44- در بیت زیر مقصود از « تقصیر » چیست؟ کوتاهی و سستی در عبادت و شکر گزاری گناه.

« بنده همان به که ز تقصیر خویش ............... عذر به درگاه خدای آورد ».

45- مصراع « همه دل پر از باد و لب پر زپند » بیانگر چه حالت هایی است؟ حالت های « غم و اندوه و تأسف » و « پند و نصیحت ».

46- منظور از « رؤیت » در مصراع زیر چیست؟ منظره.

« شامگاهان که رؤیت دریا».

47- کلمه « مهر » در بیت زیر به چه معنی است؟ خورشید.

« خداوند کیهان و گردون سپهر .......... فروزندة ماه و ناهید و مهر »

48- مقصود از « بر شده گوهر » در بیت زیر چیست؟ افلاک و آسمان.

« زنام و نشان و گمان برترست  ................. نگارندة بر شده گوهر است ».

49- در بیت زیر کلمة « یکایک » به چه معنی است؟ ناگهان.

« که ایشان ز بهر مرا جنگجو .............. یکایک به ایران نهادند روی ».

50- « اندیشه » در بیت زیر به چه معنی است؟ تشویش .

« در جام می آویختم اندیشه را خون ریختم ........ با یاد خود آمیختم زیرا درون پرده ام ».

51- منظور از « یاد روی تو » در بیت زیر چیست؟ خداوند.

« به کعبه رفتم وز آنجا هوای کوی تو کردم ...... جمال کعبه تماشا به یاد روی تو کردم ».

52- در مصراع « عذار افروز مه رویان افلاک » منظور از « مه رویان افلاک » چیست؟ آسمان و ستارگان است.

53- مضمون بیت زیر چیست؟ اتکای به خود.

« نخواهد آتش از همسایه هر کسی جوهری دارد ...... چنار از سینة خود می کند ایجاد آتش را ».

54- « مرا مذکور ساختند » یعنی چه؟ یعنی از من یاد کردند، مرا نام بردند.

55- « مرا معلوم گردید » یعنی چه؟ یعنی برای من آشکار شد.

56- « به خدمت او موسوم گشتم » یعنی چه؟ یعنی شناخته شدم، معروف شدم.

57- « طریق مبطلان بر نوشتند » یعنی چه؟ یعنی راه و روش مردمان نادرست را از میان برداشتند.

58- « براثر او می آیم » یعنی چه؟ یعنی به دنبال او می آیم. 

59- « دست از من بدار » یعنی چه؟ یعنی مرا رها کن.

60- « از درون خستگان اندیشه کن » یعنی چه؟ یعنی از آه دل رنج دیدگان بترس.

61- « می نشوم خودنما » یعنی چه؟ یعنی چهره خود را آشکار نمی کنم.

62- « در این کار تعبیه ای هست » یعنی چه؟ یعنی نقشه ای از پیش برای این کار کشیده شده است.

63- « نصف تنش لمس شد » یعنی چه؟ بی حس و حرکت شدن.

64- « یک هو به صرافت افتادم » یعنی چه؟ اندیشه و قصد انجام کاری را کردن.

65- « نگویم که مرا سخت دربایست نیست » یعنی چه؟ یعنی نمی گویم که به آنها نیاز ندارم.

66- « بر خود گرفت » یعنی چه؟ یعنی تعهد کرد، قول داد.

67- « تو مرا بر خویشتن گیر » یعنی چه؟ یعنی تو عهده دار کار من شو.

68- « حرفی به کارش بود » یعنی چه؟ یعنی جای حرف داشت، مشکل داشت.

69- « دست از من بدار » یعنی چه؟ یعنی مرا رها کن.

70- « نان به نرخ روز خوردن » یعنی چه؟ یعنی به مقتضای زمان تغییر عقیده دادن.

71- « نقش از روی کار باز خواند » یعنی چه؟ یعنی متوجه قضیه شد.

72- « تداعی معانی » یعنی چه؟ یعنی به یاد آوردن مفهومی از مفهوم دیگر.

73- عبارت « عشق و مقصود کافری باشد » یعنی چه؟ یعنی عاشق در راه عشق مقصدی جز عشق ندارد.

74- عبارت « ترک خود کردن » یعنی چه؟ یعنی از وجود مادی خود گذشتن.

75- عبارت « یکی مجرد بود و با یکی پنج دینار » یعنی چه؟ یکی پول نداشت، یکی پنج دینار داشت.

76- عبارت « مجنون صفتی باید که نام لیلی شنیدن جان توان باختن » یعنی چه؟ عاشق واقعی باید مانند مجنون صفاتی داشته باشد که با شنیدن نام لیلی جان خود را فدا کند.

77- عبارت « باز می دارد دهان با چشم از وحشت دریده » یعنی چه؟ یعنی دهان و چشمانش از ترس باز است.

78- عبارت « کاین شیوه ی دریِ تو چون دود می رود » یعنی چه؟ یعنی زبان فارسی در حال نابودی است.

79- عبارت « رخت در کوی معصیت کشیدن » یعنی چه؟ یعنی گناه کردن.

80- عبارت « دست بر داشتن » یعنی چه؟ یعنی دعا کردن، دست به دعا بر داشتن.

 ادامه مطلب در بخش هشتم

نویسنده: adalet ׀ تاریخ: جمعه 18 اسفند 1391 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

درباره وبلاگ

Welcome to the blog of justice


جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , 2859.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا