عدالت adalet

آن یکی آمد در یاری بزد

« آن یکی آمد در یاری بزد

 گفت یارشَ کیستی ای مُتَمَد

گفت من، گفتش برو هنگام نیست

 بر چُنین خانی مقام خام نیست

خام را جز آتش هجر و فُراق

که پَزَد که وارهاند از نفاق

چون تویی تو، از تو نرفت

سوختن باید تو را در نار و تَفت

رفت آن مسکین و سالی در سفر

در فُراق یار سوزید از شَرَر

پُخته گشت آن سوخته پس بازگشت

 باز گِردِ خانه ی انباز گشت

حلقه زد بر در به صد ترس و ادب

 تا بِنَجَهَد بی ادب لفظی ز لب

بانگ زد یارش که بر در کیست آن

 گفت بر در هم تویی ای دِلسِتان

گفت اکنون چون منی، ای من درا

نیست گنجایش دو من در یک سرا ».

« حضرت مولانا جلال الدین بلخی »

 


نویسنده: adalet ׀ تاریخ: شنبه 28 خرداد 1390 ׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀ ارسال نظر(0)

درباره وبلاگ

Welcome to the blog of justice


جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , 2859.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید