عدالت adalet

شاهزاده و گدا

شاهزاده و گدا


شاهزاده و گدا

به شاهزاده خبر دادند که جوان فقیری در شهر هست که بسیار به تو شباهت دارد، دستور داد تا جوان را به حضورش آوردند.

شاهزاده بر روی تخت نشسته بود، با غرور در حضور درباریان گفت: از سر و وضع فقیرانه ات که بگذریم، بسیار به ما شباهت داری، بگو ببینم مادرت قبلاً در دربار خدمت نمی کرده است؟؟؟

درباریان خنده و تمسخر آمیزی کردند و به جوان با تحقیر نگریستند.

جوان لبخندی زد و گفت: اعلاحضرت، مادر من فلج مادرزاد است، اما پدرم چندی باغبان شاه بوده است!

سعیدی محرم

نویسنده: atila ׀ تاریخ: چهارشنبه 10 آبان 1391
׀ موضوع: [Post_Cat_Title] ׀
ارسال نظر(0)

درباره وبلاگ

Welcome to the blog of justice


جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , 2859.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران